تبليغاتX
(¯`•._شــــادی حــــــرومه_.•´¯)

چقدر سخته وقتی منتظر یکی هستی

و چقدر دردناکه وقتی بفهمی اونی که

در انتظارش بال بال می زدی دیگه نمی یاد

و از همه بدتر این که بدونی کسی که

فکر می کردی برات جون می داد

واسه همیشه فراموشت کنه

دلم از همه این دوست داشتن ها گرفته...!

+ 2008/7/20 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

امشب دلم آسمونها گریه می خواد

 

خیلی خیلی دلتنگم

 

شب تولد با غم کاش سازگار نبود

 

کاش دل من اینقدر تنها نبود

 

ماه من کجاست شادی شب تولدم کجاست...

 

 

+ 2008/7/9 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

این روزا

حالمون چه دیدنیه

دلهامون خیلی گرفته

عشق ها رویا ئیه

دردمون خیلی بزرگه

کاشکی یکی اون بالاها درد ما رو بفهمه...

 

+ 2008/5/27 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

بعضی ها فکر می کنن چی هستن؟!!

یا فکر می کنن ما کی هستیم؟!!

فکر می کنن خودشون کوه غرورند

و ما آدمهایی بی احساس

نه این جوری نیست

دل ما تنها جرمش سادگیه..

+ 2008/4/20 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-25 •-)•–– -

می شود قشنگ ترین آرزوها را باز آرزو کرد!

می شود بی رنگ ترین حس تنهایی را باز رنگ آمیزی کرد!

می شود ها می شود وقتی تو در کنارم باشی...

+ 2008/4/10 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-24 •-)•–– -

نشستم دنج ترین جای خونه

با یک اهنگ ملایم همراهم

چشمم رو بستم رفتم تا اعماق آهنگ

" نه صبر دارم نه آروم از خیالت"

آهنگ دلنشینیه دوسش دارم

نمی دونی چه لذتی داره وقتی آهنگی که گوش می کنی مخاطب داشته باشه

همش تو فکرتم ...

هوا الان گرفتست یک ابر چرکی و یک باد نیمه جون با هم درگیرند

 با این جو  دلتنگی های دنیا رو یاد آور میشم

دلگیر از تنهایی دلگیر از نا مهربونی های این مردمان...

+ 2008/3/28 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-23 •-)•–– -

می نویسم

برای تو

تا همه حسودا بدونن

اندازه دوست داشتن من به تو

می نویسم

تا بدونی همیشه محتاجم به نور ماه

قشنگی شبهای من

با من بمون از من بخون

+ 2008/3/18 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-22 •-)•–– -

لحظه های پر درد تنهایی غصه رو از دلم جدا نکرد

لحظه های بارونی چشمام دلمو آروم نکرد

لحظه های بی کسی هیچ کسی منو دعا نکرد

لحظه های همیشه دعا آرزومو بر آورده نکرد

لحظه های خشک شدنم کسی برام تلاش نکرد

لحظه های درموندگیم هیچ کس تنهایمو حس نکرد

لحظه های سرد دلتنگی هیچ کس گرمم نکرد

لحظه های قلب شکستمو هیچ کس باور نکرد

لحظه های خدافظی هیچ کسی برام گریه نکرد

+ 2008/2/16 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-21 •-)•–– -

باز هم بارون

باز هم یاد آور یک عشق تلخ

باز هم شادی حرومه...

+ 2008/1/27 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-20 •-)•–– -

از حالامي خوام چشمامو ببندم

ديگه نه بهت فكر بكنم نه تو رو واسه خودم آرزو كنم

حالا كه نشد من و تو ما بشيم

حالا كه نشد با خبر از حالا روز هم بشيم

حالا كه نشد با هم پريدن و آرزو كنيم

حالا كه ديگه مي دونيم هرگز نميرسيم به هم

پس بذار چشمامو ببندم رو همه اون دوست داشتنها

از حالا به بعد ديگه رو همه اون عاشقي ها مي خوام خط بكشم خط قرمز

از فردا ديگه تو اتاقم نيست هيچ گل شاخه بلند قرمزي

از فردا اتاقم بي رنگ ميشه ميميرند خاطره هاي قشنگ روز هاي قرارمون

ديگه شاخه گلي برام نمي ياره يك دست منتظر از پشت ديوار

+ 2008/1/23 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-19 •-)•–– -

مي خوام برم به شهري كه كبوتر هاش سايه سر مي شن براي زائراش

آقا به هر مريض نا علاج ميده شفا یي كه نداره هيچ كسي دواش

يك شب اومد تو خوابم خواب رو شكستم گريه كنون زانو زدم نشستم

آقا اومد گفت به چه غم اسيري گفتم آقا طبيب گفته ميميري...

نگاهي كرد و گفت بگو فاطمه(س)...

قلب و دلم يك بارگي شكستن...

انگاري كه تموم آسمون ها زانو زدن به حرمتش نشستن

يك بانوي بلند قد خميده اومد كه چهرش شبيه ماه بود

سرم پايين گرفتم از خجالت "توشه من كوله باري از گناه بود

گفتم بي بي كوهي از گناهم يك مجرم هميشه رو سياهم

گفتم بي بي دارم ميميرم از شرم اگه ميشه ديگه نكن نگاهم

ديدم رو صورت شبيه ماهش بارونيه مثل يك دريا خيسه

يك نامه اي نوشت ديدم تو نامه شفاعت من داره مي نويسه

ناله زدم گفتم چرا شفاعت؟

به من نگاهي كرد و گفت كه يك بار براي حسين من تو گريه كردي...

به اميد شفاعت يك به يك شما ...

+ 2008/1/13 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-18 •-)•–– -

نمی خوام بگم خالی از گناهم

ولی می خوام بگم یا حسین(ع)

صورتم پر از اشکه تمام بدنم درده

تو از وجودم می دونی

دارم میمیرم از غم

من خیلی بد بختم خیلی تنهام

با تموم بیچارگی و درموندگی

پناه آوردم به تو و خدای تو

نظر کنید منو شفاعتم کنید

با تمام حس و وجودم

با همین دل شکستم اومدم پیشت

رددم نکنید که این دفعه میمیرم

یا حسین فاطمه....

+ 2008/1/12 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-17 •-)•–– -

ديگه برو بسه غم و تظاهر

ديگه برو از اين دل شكسته

ديگه برو جات اينجا نيست

ديگه برو وجودم مال تو نيست

ديگه برو تو محبتت تموم شده

ديگه برو همه چي تموم شده

ديگه برو نميميرم برات

ديگه برو كه دوستت ندارم

ديگه برو ديگه به پات نمي مونم

ديگه برو حالا خوب شناختمت

ديگه برو با دل سردو سنگيت

ديگه برو مسيرت رو عوض كن

ديگه برو تا بميره اين دو رنگي

ديگه برو دلم پاك تر از اونه كه تو توش باشي...

+ 2008/1/10 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-16 •-)•–– -

خدا حرف دلم رو گوش کرد و بارون اومد...

 

بازم اومدم كه بنويسم

 

بنويسم تا همه بدونن تو دلم پر از آتيشه

 

دلم بد جوري تنگشه

 

دستهام سرده حس مي كنم سنگينم

 

كاش بارون بياد

 

دلم امشب بد جور هواي بارون داره

 

واي اگه بارون بياد تا صبح نمي خوابم

 

كل امشب رو بيدار مي مونم با يك دونه شمع

 

هي ميشينم زار مي زنم از خدا گلايه مي كنم

 

بهش مي گم اون شبي كه ما

 

دعا كرديم جدا نكن دستامونو

 

پس چي شد چرا تنها شدم؟؟!

 

اي خدا چرا سخت شده اين دنياي تو

 

كاش هر كي به هر چي مي خواست مي رسيد

 

اي خدا بارون بياد چون دلم خيلي پره

 

اگه خاليش نكنم از غم وناله ميميرم

 

اي خدا بارون بياد اي خدا بارون بياد

 

چون اگه بارون بياد مي دونم اون هم برام بغض ميكنه

 

 يادش مياد اولين روز ديدارش با من

 

اولين روز قرار چه قشنگ بارون اومد

 

پس اي خدا امشب بذار بارون بياد

 

مي دونم دل اون هم پره مي دونم منتظر يك بارونه

+ 2008/1/4 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-15 •-)•–– -

من اينجا نشستم خودم تك و تنها

 

آهنگ هم گوش نمي كنم همه جا ساكته ساكته

 

از بس دلم تنگه كه هر سازي برام بد آهنگه

 

ذهنم همچنان مشغوله چشمام بازه ولي هيچ جا رو نمي بينم

 

بد جوري فكرهام به هم گره خورده

 

ديگه از نوشتن هم خسته شدم

 

آخه وقتي برا درد دلهام مرحمي نيست

 

نوشتن چه سودي داره

 

وقتي دلم رو آروم نمي كنه

 

وقتي اوني كه بايد از درد دلم بدونه "نمي دونه

 

پس واسه چي بنويسم؟!!

+ 2007/12/31 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-14 •-)•–– -

ديدين چه زود فراموشش شد منو

 

اون كه مي گفت مال مني

 

اون كه مي گفت گريه نكن من پيشتم

 

اون كه مي گفت بي تو هيچم

 

اون كه مي گفت چشات هميشه تو ذهنمه

 

اون كه مي گفت خوشگلي زيباي من

 

اون كه مي گفت فدات بشم

 

اون كه مي گفت يك روز پر نزني به آسمون

 

اون كه مي گفت بري اولين قربونيت منم

 

اون كه مي گفت تنهام نذار گناه دارم

 

اون كه مي گفت ساده نشي دلت و ندزدند يك وقتي

 

ديدين چه ساده منو جا گذاشت و رفت

 

حالا ديگه مطمئنم نمي بينمش

 

از حالا بايد هي بخوابم شايد تو خواب  ببينمش

 

عجب حكايتي شده  داستانمون

 

كاش بدونه هنوزم به يادشم

 

اما نه اون كه رفته ديگه رفته

 

بذار بره خودش تنهايي به آرزوهاش برسه

 

منم آخه غرور دارم بسه هر چي ريختم به پاش

 

از الان ديگه تو خواب هم ببينمش

 

ديگه بهش نگاه نمي كنم ديگه اشتباه نمي كنم

 

خودم و عشق پاكم قشنگ تر از اين حرفهاييم

 

پس ديگه بهش فكر نمي كنم...

+ 2007/12/24 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-13 •-)•–– -

هرگز نشد گوش كني حرفهاي منو

 

هرگز نشد باور كني سوختنهاي منو

 

هرگز نشد من اول قهر كنم

 

هرگز نشد يك شب آروم بخوابم

 

هرگز نشد دوريتو طاقت بيارم

 

هرگز نشد بگم بي تو چه تاره دنيام

 

هرگز نشد چشمام پر از خون نباشه

 

هرگز نشد بي تو قلبم آه نكشه

 

هرگز نشد بهت بگم يك قولهايي بهم دادي

 

هرگز نشد اونها رو به روي مبارك بياري

 

هرگز نشد دروغ نگي چپ و راست نامه فدايت شوم ندي

 

هرگز نشد دروغهات و باور نكنم به عشقت روزهامو شب نكنم

 

هرگز نشد بهت بگم خسته شدم" تنهام بذار همينو بس

 

هرگز نشد فكر كنم رفتنت از پيشم اين روزا كشتنيم كنه

 

هرگز نشد دل بي طاقتم نگيره منت تو رو

 

هرگز نشد بگم برو دست رد بذاری گوشه دلم

 

هرگز نشد بگي هر چي بگي برو من كه دل نمي كنم

 

هرگز نشد هرگز نشد ولي شايد بشه دعا كنيد برام زياد

 

(¯`•._هرگز نشه بگین شادی حرومه_.•´¯)

+ 2007/12/17 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-12 •-)•–– -

كاش مي شد تو اين دنيا ي پر از زرق و برق

به جاي غم و غصه و ستم ديدن

قشنگي ها رو هم تجربه كنيم

كاش مي شد به جاي دو رنگي

صداقت رو هم تجربه كنيم

كاش مي شد تو اين كمبود محبت

مهربوني ها رو هم تجربه كنيم

كاش به جاي هميشه باختن

پيروزي ها رو هم تجربه كنيم

كاش مي شد به جاي اين هم دلتنگي

شادي ها رو هم تجربه كنيم

كاش هميشه بدي ها رو تجربه نكنيم

كاش يك خورده هم سهم ما هم شادي بشه

اين همه ادم دور برمون هست و هر روز مي بينمشون

اما چه سود؟اوني كه ما مي خوايم نيست

كاش مي شد به جاي جدايي تجربه كردن

وصال رو تجربه مي كرديم...

+ 2007/12/13 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-11 •-)•–– -

اومدم باز ازكسي بگم كه خيلي برام عزيز بود

ميدونين الان كه تنها شدم

دارم با خودم فكر مي كنم كه

 چرا من هيچ وقت ازش ناراحت نمي شدم

مثلا وقتي دلت از يكي مي گيره

واسه يك لحظه هم شده ازش بدت مي ياد

دروغ چرا من خيلي اين جوري شدم

ولي وقتي دلم از عزيز ترين كسم گرفت

نمي دونم چرا ازش متنفر نشدم

چرا حتي يك ثانيه هم نمي تونستم فكر كنم كه ازش بدم اومده

در صورتي كه مي دونستم كاري كرده كه

هر كس ديگه به جاي اون بود محال بود ديگه حالاحالاهاحتي نگاش كنم

ازش مي رنجيدم گريه مي كردم اما نمي شد ازش متنفر شم

بعدش هم با يك عذر خواهي خيلي كوچيك

زود همه چي يادم مي رفت...

الان كه بهش فكر مي كنم

ميگم واقعا چقدر دوسش داشتم؟!!

مي دونم اون قدر مهرش توي دلم زياد بود كه

كه هيچ كار بدش رو نمي ديدم...

حالا مي تونم خيلي زيبا تر بگم

كه عشقم نسبت به اون واقعا پاك بودو واقعي...

+ 2007/12/11 - (¯`•._شادی_.•´¯) |

- ––•(-• Shadi-Harome-10 •-)•–– -

هوا ابريه اما خبري از بارون نيست

دل تنگه اما خبري از همدل نيست

چند روزيه سكوت كردم "سكوتي تلخ...

دلم مي خواد برم به كجا نمي دونم !!

ميرم من از اينجا ميرم من مي خوام تنها بميرم...

دوستت دارم ديگه داره باهام غريبه ميشه

دل طوري به تنگ اومده كه به تلنگري خورد ميشه

ازمن ناراحت نشو فشار و حس بايد كرد

مي دونم هيچكي واسه گريه ندارم

ديگه هيچ جا جاي من نيست

كاشكي بودي و مي ديدي دلم از دوريت مي خونه

امروز كلمات باهام ياري نمي كنن

فقط مي دونم بغض دارم اما نمي خوام گريه كنم

فقط مي دونم درد دارم اما نمي خوام ناله كنم

به سكوتم ادامه مي دم

حس بديه دوسش ندارم قشنگ نيست اصلا

دلم به خدا بي گناهه ...

+ 2007/12/8 - (¯`•._شادی_.•´¯) |